خودم دیگه از وبلاگم خندم می گیره.....(همش شده I MISS U)
اینم یه شعر قشنگ....
عصر یک روز اندکی زودتر از خواب انار
در فضایی که غریب است ولی
رنگ یک خاطره را نور زده
سایه ام بر تن تو می شکند
و نگاهم افق چشم تورا می نگرد
لحظه ای صبر کمی شوم سپس نیم نگاهی
خنده ای شیطنت آمیز گذری خاطره انگیز
و دگر هیچ
من به راهم تو به راهت اما
هر دو سرگشته از این بازی تقدیر چه سخت
گذر ثانیه ای پاک وعزیز
و وداعی پر از آغاز کلام.....
این شعرو یکی از بهترین دوستای قدیمیمه گفته که مدتهاست ازش بی خبرم.اگه یه روز ببینه شعرش توی وبلاگ
منه از من دلخور و حتی عصبانی بشه.ولی بی خیال.......
|